كارن آرمسترانگ ( مترجم : كيانوش حشمتى )

122

زندگينامه محمد ( ص ) ( فارسي )

ننمود و مسلمانان مجبور نيستند تمام دارائى و ثروت خود را به فقرا ببخشند . اما آنان بايد آزادمنش بوده و هميشه بخشى از ثروت خود را براى فقرا و مستمندان در نظر بگيرند . به همين دليل زكات يكى از اركان ( اصول ) پنج‌گانه اسلام معرفى مىشود « 1 » . 5 حكم زكات را در ابتدائىترين دستورات اخلاقى اسلام به راحتى مشاهده مىنمائيم . 6 مسلمانان نبايد به تكاثر اموال ( احتكار پول ) « 2 » بپردازند يا براى ايجاد جامعه‌اى كه فقط رقابت پول و سرمايه در آن نقش دارد تلاش نمايند . 7 آنها بايد مواظب مستمندان بوده و از اموال يتيمان در هنگام سرپرستى آنها به درستى نگهدارى كرده و در بهبود آن اموال بكوشند . در آنها تغييرى به نفع خود ندهند ، بدان‌گونه كه عادت بسيارى از قريش بود . 8 از اين مبناى اخلاقى ، حتى در زمانى كه اسلام به يك امپراطورى قدرتمند تبديل گرديده و ثروتمندان بسيارى در اجتماع آن زندگى مىكردند ، به خوبى حفظ و مراقبت مىگرديد . اين مساوات‌طلبى اسلام بدين معنى بود كه طبق قانون الهى نقش سياسى خليفه روزبه‌روز كمرنگ‌تر شده و فقط به عنوان نماد اتحاد مسلمين در رأس حكومت قرار داشت . اگرچه دربار ثروتمند بود « 3 » ولى مسلمانان متعصب ، در هر مقام و موقعيت اجتماعى ، و قضات و عرفا همگى بر اين عقيده بودند كه تظاهر به چنين ثروت‌هايى كارى غيراسلامى است . زمانى كه يك حكمران مىخواست اعتبار خود را نزد مردم بالا ببرد ، اولين كارى كه انجام مىداد توزيع ثروت اضافى خود در بين فقرا و نيازمندان براى ايجاد مساوات در جامعه و دقت در خرج و مخارج شخصى خود بود . به همين دليل نور الدين و صلاح الدين ، كه در زمان جنگ‌هاى صليبى بزرگ‌ترين سازماندهىهاى مسلمانان را براى جنگ با مسيحيان پايه‌ريزى نمودند ، در آغاز كار ، براى جلب اعتماد پيروان خود ، تمامى ثروت خود را تقسيم نموده و مانند افراد عادى زندگانى مىكردند . بدين ترتيب آنان ثابت نمودند كه در خاور نزديك بهترين مسلمانان هستند . مردم نيز به آنها اعتماد كردند ، زيرا زندگى شخصى آنان را با پيامبر مقايسه مىكردند . محمد ( ص ) در تمام طول حيات خود به سادگى و با حداقل معيشت به زندگى پرداخت ، حتى وقتى كه به آقا ( سيد ) عربستان تبديل گرديد . او از تجمل‌گرائى بيزار

--> ( 1 ) - زكات جزء فروع دين است و از اجزاء اصول دين نيست . ( 2 ) - تكاثر در اصل بمعنى فزون‌طلبى و زياده‌خواهى است . ( 3 ) - اين‌گونه خلافت‌ها و دربارها ربطى به اسلام صحيح نداشته و انحراف از آن مىباشد .